بده ساقي از آن باده كه در خانه نهفتي از آن مي كه ز هر عاقل و فرزانه نهفتي گشوده شد در رحمت حق در نگشايي پري را ز چرا در شيشه غريبانه نهاشتي گرفتارعالمي را نور هستي دميده در رگ جان شور مستي برآور دست و غوغايي به پا كن مگر با عاشقان پيمان نبستي
بي خبر ز داغ دلم گل نموده باغ دلم ساقيا چراغ دلم روشن كن مي دمد فروغ سحر خيز با نشاط دگر شور و شوق مي بنگر گلشن كن
غم فشرده ناي مرا نشنوي صداي مرا دست من به دامن تو زمانه بسته پاي مرا اي ساقي
[ متن آهنگ های ایرانی و موزیک آلبوم های جدید در ایران ترانه ] برآور دست و غوغايي به پا كن مگر با عاشقان پيمان نبستي
فرستنده متن : سميرا
|