اسير دل رسواي خويشم چون بند بلا بر پاي خويشم در دام دنيا مانده ام چه حاصل از اين افسانه سازي از اين مستي و ديوانه بازي در كار خود وامانده ام تا كي چون جان بزم مستان در گوشه ميخانه باشم تا كي بنوشم ساغر غم سرمست اين پيمانه باشم چه حاصل از اين سوز و ساز نهان چه حاصل از اين خاطر نگران تا كي به درگاه خدا نالم چو ناي بي نوا خدايا خدايا رها كن دل را ز دام بلا ز قيد بلاها رهايم كن به عالم خود آشنايم كن به نور خرد رهنمايم شو ز ظلمت هستي جدايم كن
[ متن آهنگ های ایرانی و موزیک آلبوم های جدید در ایران ترانه ] چه حاصل از اين سوز و ساز نهان چه حاصل از اين خاطر نگران
فرستنده متن : سميرا
|