بهار سوگوار
نه لب گشايدم از گل، نه دل کشد به نبيد چه بي نشاط بهاري که بي رخ تو رسيد !
نشـان داغ دل ماست لاله اي که شکفت به سوگواري زلف تـو اين بنفشه دميد
بيا که خاک رهت لاله زار خواهد شد ز بس که خون دل از چشم انتظار چکيد
به يـاد زلف نگونسار شـاهدان چمن ببين در آينـه ی جويبـار گريه ی بيد
به دور ما که همه خون دل به ساغرهاست زچشم ساقي غمگين که بوسه خواهد چيد؟
چه جاي من؟ که در اين روزگار بي فرياد ز دست جـور تو ناهيـد بـر فلک نـاليـد
ازين چراغ توام چشم روشنايي نيست که کس ز آتش بيداد غير دود نديد
گذشت عمر و به دل عشوه مي خريم هنوز کـه هست در پـي شـام سـياه صـبح سـپيد
کراست سايه درين فتنه ها اميد امان؟ شد آن زمان که دلي بود در امان اميد
[ متن آهنگ های ایرانی و موزیک آلبوم های جدید در ایران ترانه ] صفاي آينه ی خواجه بين کزين دم سرد نشــد مکـدّر و بـر آه عاشقـان بخشيد
« ه. ا. سايه »
فرستنده متن : حمید رضا لبافان
|