مدامم مست می دارد نسيم جعد گيسويت خرابم می کند هر دم فريب چشم جادويت پس از چندين شکيبايی شبی يا رب توان ديدن که شمع ديده افروزيم در محراب ابرويت سواد لوح بينش را عزيز از بحر آن دارم که جان رانسخه ای باشد زنقش خال هندويت تو گر خواهی که جاويدان جهان يکسر بيارايی صبا را گو که بردارد زمانی برقع از رويت وگر رسم فنا خواهی که از عالم براندازی برافراشان تا فروريزد هزاران جان ز هر مويت من و باد صبا مسکين دو سرگردان بی حاصل
[ متن آهنگ های ایرانی و موزیک آلبوم های جدید در ایران ترانه ] من از افسون چشمت مست و او از بوی گيسويت زهی همت که حافظ راست کز دنيا و از عقبی نيايد هيچ در چشمش بجز خاک سر کويت
فرستنده متن : امير خيرآبادي
ارسال MP3 توسط : ...... .......
|