غم زمانه خورم يافراق ياركشم به طاقتي كه ندارم كدام باركشم نه دست صبركه درآستين عقل برم نه پاي عقل كه دردامن قرار كشم نه قوتي كه توانم كنارجستن ازاو نه قدرتي كه به شوخيش دركنار كشم چومي توان به صبوري كشيدجورعدو چراصبورنباشم كه جورياركشم شراب خورده ساقي زجام صافي دوست ضرورت است كه درد سرخماركشم گلي چوروي توگردرچمن بدست آيد كمين ديده ي سعديش پيش خاركشم ((سعدي- ديوان اشعار-غزليات))
الهي آتش عشقم به جان زن شررزان شعله ام براستخوان زن چوشمعم برفروزازآتش عشق درآن آتش دلم پروانه سان زن هزاران غم به دل اندوته ديرم
[ متن آهنگ های ایرانی و موزیک آلبوم های جدید در ایران ترانه ] به سينه آتشي آفروته ديرم به يك آه سحرگاه ازدل تنگ هزاران مدعي راسوته ديرم
فرستنده متن : مجتبي اكبري
|