هر كس به تماشايي رفتند به صحرايي مارا كه تو منظوري خاطر نرود جايي يا چشم نمي بيند يا راه نمي داند هركو به وجود خود دارد زتو پروايي ديوانه عشقت را جايي نظر افتاده است كانجا نتواند رفت انديشه دانايي گويند رفيقانم در عشق چه سر داري گويم كه سري دارم درباخته در پاپي اميد تو بيرون برداز دل همه اميدي سوداي تو خالي كرد از سرهمه سودايي زينهارنمي خواهم كز كشتن امانم ده تا سيرترت بينم يك لحظه مدارايي ديوانه عشقت را جايي نظر افتاده است كانجا نتواند رفت انديشه دانايي من دست نخواهم برد الا به سر زلفت
[ متن آهنگ های ایرانی و موزیک آلبوم های جدید در ایران ترانه ] گردسترسي باشد يك روز به يغمايي گويند تمنايي از دوست بكن سعدي جز دوست نخواهم كرد از دوست تمنايي
فرستنده متن : صادق عارف
|