چه دانستم كه اين سودا مرا زينسان كند مجنون دلم را دوزخي سازد دو چشمم را كند جيحون
چه دانستم كه گردابي مرا ناگاه بربايد چو كشتي ام دراندازد ميان قلزم پرخون
زند موجي برآن كشتي كه تخته تخته بشكافد كه هر تخته فرو ريزد زگردشهاي گوناگون
نهنگي هم برآرد سر خورَد آن آب دريا را چنان درياي بي پايان شود بي آب چون هامون
چو اين تبديلها آمد نه هامون ماند و نه دريا
[ متن آهنگ های ایرانی و موزیک آلبوم های جدید در ایران ترانه ] چه دانم من دگر چون شد كه چون غرق است در بيچون كه چون غرق است در بيچون
فرستنده متن : علي سينا
|