زان یار دلنوازم شکریست با شکایت گر نکته دان عشقی بشنو تو این حکایت
رندان تشنه لب را آبی نمی دهد کس گویی ولی شناسان رفتند از این ولایت
در زلف چون کمندش ای دل مپیچ کانجا سرها بریده بینی بی جرم و بی جنایت
چشمت به غمزه ما را خون خورد و می پسندی جانا روا نباشد خونریز را حمایت
در این شب سیاهم گم گشت راه مقصود از گوشه ای برون آی ای کوکب هدایت
از هر طرف که رفتم جز وحشتم نیفزود
[ متن آهنگ های ایرانی و موزیک آلبوم های جدید در ایران ترانه ] زنهار از این بیابان وین راه بی نهایت
ای آفتاب خوبان می جوشد اندرونم یک ساعتم بگنجان در سایه عنایت
فرستنده متن : مهران محمدی
|