ای از تو چراغ دیده روشن ای در تو صفای باغ و گلشن تو جلوه مهر عالم افروز آن شمع خموش درگهت من
ای چشم و چراغ آشنايی ای مظهر قدرت خدایی چون ماه نهفته در پس ابر رخساره به ما نمی نمایی
تو صبح بهار شادی انگيز من همچو غروب سرد پاييز من جام تهی ز شور مستی تو ساغری از نشاط لبريز
ای نغمه گر عشق بردی تو ز هوشم آواز تو گرديد آويزه گوشم آورده می نوشت در جوش و خروشم خمخانه هستی را بنهاده به دوشم
هر جا که گلی به خنده بشکفت
[ آهنگ های ایرانی و موزیک آلبوم های جدید در ایران ترانه ] با من سخن از رخ تو می گفت چون چشم ستاره تا سحرگاه با ياد تو چشم من نمی خفت
فرستنده متن : مهران محمدی
|