دلم تا عشقباز آمد در او جز غم نميبينم دلي بيغم كجا جويم كه در عالم نميبينم دمي با همدمي خرّم ز جانم بر نميآيد دمم با جان برآيد چون كه يك همدم نميبينم خوشا و خرّما آن دل كه هست از عشق بيگانه كه من تا آشنا گشتم دل خرّم نميبينم مرا رازي است اندر دل به خون ديده پرورده وليكن با كه گويم راز چون محرم نميبينم قناعت مي كنم با درد چون درمان نمييابم تحمّل ميكنم با زخم چون مرهم نميبينم
[ متن آهنگ های ایرانی و موزیک آلبوم های جدید در ایران ترانه ] كنون دم دركش اي سعدي كه كار از دست بيرون شد به اميد دمي با دوست و آن دم هم نميبينم
|