آتش سوداي تو عالم جان در گرفت سوز دل عاشقانت هر دو جهان در گرفت جان كه فروشد به عشق زنده جاويد گشت دل كه بدانست حال ماتم جان در گرفت
از پس چندين هزار پرده كه در پيش بود روي تو يك شعله زد كون و مكان در گرفت
چون تو برانداختي برقع عزت ز پيش جان متحير بماند عقل فغان در گرفت
بر سر كوي تو عشق آتش دل برفروخت شمع دل عاشقانت جمله از آن در گرفت
جرعه ی اندوه تو تا دل من نوش كرد زآتش آه دلم كام و زبان در گرفت
تا كه ز رنگ رخت يافت دل من نشان روي من از خون دل رنگ و نشان در گرفت
[ متن آهنگ های ایرانی و موزیک آلبوم های جدید در ایران ترانه ] جان و دل عاشقان خرقه شد اندر ميان زانكه سماع غمت در همگان در گرفت
راست كه عطار داد حسن و جمال تو شرح سينه برآورد جوش دل خفقان در گرفت
ارسال متن توسط : ایمان تاکی
|