دستی افشان تا ز سر انگشتانت صد قطره چکد هر قطره شود خورشیدی باشد که بصد سوزن نور شب ما را بکند روزن روزن ما بی تاب و نیایش بی رنگ از مهرت لبخندی کن بنشان بر لب ما باشد که سرودی خیزد در خورد نیوشیدن تو ما هسته پنهان تماشائیم ز تجلی ابری کن بفرست که ببارد بر سر ما باشد که به شوری بشکافیم باشد که ببالیم و بخورشید تو بپیوندیم هر سونام رشته کن از بی شکلی گذران از مروارید زمان و مکان باشد که بهم پیوندد همه چیز باشد که نماند مرز که نماند نام
[ آهنگ های ایرانی و موزیک آلبوم های جدید در ایران ترانه ] ای دور از دست پر تنهایی خسته است گهگاه شوری بوزان باشد که شیار بریدن در تو شود خاموش
فرستنده متن : ماندانا نعیمی
|