بگذارید بگریم بگذارید بگریم به پریشانی خویش که به جان آمدم از بی سرو سامانی خویش
[ آهنگ های ایرانی و موزیک آلبوم های جدید در ایران ترانه ] که به جان آمدم از بی سرو سامانی خویش
[ آهنگ های ایرانی و موزیک آلبوم های جدید در ایران ترانه ] غم بی هم نفسی کشت مرا در این شب غم بی هم نفسی کشت مرا در این شب در میان با که گذارم در میان با که گذارم غم پنهانی خویش در میان با که گذارم در میان با که گذارم غم پنهانی خویش گفتم ای دل که چون من گفتم ای دل که چون من خانه خرابی بینی گفت ما خانه ندیدیم گفت ما خانه ندیدیم به ویرانی خوشی در میان با که گذارم در میان با که گذارم غم پنهانی خویش در میان با که گذارم در میان با که گذارم غم پنهانی خویش زنده اند باز پس از این، همه ناکامیها به خدا کس نشناسد به گران جانی خویش ماه پای تو سر صدق نهادی و زدی گاه رسوایی عشق تو به پیشانی خویش گاه رسوایی عشق تو به پیشانی خویش اندرین بحر بلا اندرین بحر بلا ساحل امیدی نیست تا بدان سو کشم تا بدان سو کشم کشتی طوفانی خویش
بگذارید بگریم بگذارید بگریم به پریشانی خویش که به جان آمدم از بی سرو سامانی خویش
[ آهنگ های ایرانی و موزیک آلبوم های جدید در ایران ترانه ] که به جان آمدم از بی سرو سامانی خویش
[ آهنگ های ایرانی و موزیک آلبوم های جدید در ایران ترانه ] غم بی هم نفسی کشت مرا در این شب غم بی هم نفسی کشت مرا در این شب در میان با که گذارم در میان با که گذارم غم پنهانی خویش در میان با که گذارم در میان با که گذارم غم پنهانی خویش
ارسال متن توسط : سیدعلی موسوی
|