ای خوشا آن روزگاری که مرا بودی ندا محفلم روشن بودی با نرگس مست ندا خانه ام بودی معطر از شمیم خوش او زندگی می کردمی با گل لبخند ندا خاطرم آسوده بود بودی مر ا اهل وفا همرهی می کرد مرا در هر سفر یارم ندا گر نشاطی داشتمی از رخ زیبایش بودی خنده ها میکرد بلند درمان درماندردهایم ندا گر غمی بود مرا او غم ستانی می کرد ای که جانم خاک پایش نور چشمانم ندا گر بخواهد جانمی تقدیم کنم او را همی چون که جان داد مرا در یک شب تاری ندا در سرایی که ندا بودی گل محفل ما چه شبها صبح می شدی بی غم و اودوه با ندا تا مرا بودی ندا داد میزدم پس کو ندا گر به جبر روزگار میشد جداا یک دم ندا
[ آهنگ های ایرانی و موزیک آلبوم های جدید در ایران ترانه ] من همی گویم خدا دائم تو باشی رو سیاه چون به جبر دانشت کردی جدا از من ندا
|