به زمانی که محبت شده همچون افسانه به دیاری که نیابی خبری از جانانه دل رسوا دگر از من تو چه خواهی دیوانه
از آواز دلم زمزمه ی ساز دلم من به فغانم ای دل چه بگویم وز شررت چه بگویم حیرانم
تو همان شرری که خرمن جان من بسوزی تو که با نگهی به جان من شعله برفروزی
تو که از صنمی ندیده ای روی آشنایی ز چه رو دل من تو اینچنین کشته وفایی
تا تو همدم شب های منی شب ها شاهد تب های منی همچون آتشی شعله میکشی شمع هر انجمنی
ای دل ز تو ما را چه نصیبی بود گشتم ز تو رسوا چه فریبی بود
غم های جهان را تو خریداری آخر تن ما را چه شکیبی بود
به کجا به کجا بریم ای دل رسوا به کجا ای دل رسوا نکنی تو چرا پروا تو چرا پروا
[ آهنگ های ایرانی و موزیک آلبوم های جدید در ایران ترانه ] به زمانی که محبت شده همچون افسانه به دیاری که نیابی خبری از جانانه دل رسوا دگر از من تو چه خواهی دیوانه دیوانه دیوانه
ارسال متن توسط : محمدرضا امینی
ارسال MP3 توسط : محمدرضا امینی
|