اميد جانم ز سفر باز آمد شكر دهانم ز سفر باز آمد عزيز آن كه بي خبر به ناگهان رود سفر چو ندارد مي در دلبندي به لبش ننشيند لبخندي چو غنچه سپيده دم شكفته شد لبم ز هم چو شنيدم يارم باز آمد ز سفر غمخوارم باز آمد همچونان كه عاقبت پس از همه شب بدمت سحر ناگهان نگار من چونان مه نو آمد از سفر من هم پس از آن دوري بعد از غم مهجوري يك شاخه گل بردم به برش دیدم که نگار من سر خوش ز کنار من بگذشت و ببر یار دگرش واي از آن گلي كه دست من بود خموش و يك جهان سخن بود
[ آهنگ های ایرانی و موزیک آلبوم های جدید در ایران ترانه ] گل كه شهره شد به بي وفايي ز ديدن چونين جدايي ز غصه پاره پیراهن بود اميد جانم ز سفر باز آمد شكر دهانم ز سفر باز آمد عزيز آن كه بي خبر به ناگهان رود سفر چو ندارد مي در دلبندي به لبش ننشيند لبخندي چو غنچه سپيده دم شكفته شد لبم ز هم چو شنيدم يارم باز آمد ز سفر غمخوارم باز آمد همچونان كه عاقبت پس از همه شب بدمت سحر ناگهان نگار من چونان مه نو آمد از سفر من هم پس از آن دوري بعد از غم مهجوري يك شاخه گل بردم به برش دیدم که نگار من سر خوش ز کنار من بگذشت و ببر یار دگرش واي از آن گلي كه دست من بود خموش و يك جهان سخن بود
[ آهنگ های ایرانی و موزیک آلبوم های جدید در ایران ترانه ] گل كه شهره شد به بي وفايي ز ديدن چونين جدايي ز غصه پاره پیراهن بود يك شاخه گل بردم به برش، يك شاخه گل بردم به برش، يك شاخه گل بردم به برش
فرستنده متن : سميرا
|