هرگز نمي شد باورم اين برف پيري بر سرم سنگين نشيند چونين من بودم و دل بود و مي
آواز من آواي مي هر گوشه مي زد طنين اكنون منم حيران ز عمر رفته سرگردان اي خداي من
با اين تن خسته هزاران ناله بنشسته در صداي من اي عشق نافرجام من رفتي كجا؟ اي آرزوي خام من رفتي كجا؟ آن دوره آشفتگي هاي تو كو؟ اي عمر ناآرام من رفتي كجا؟ تو بخوان شب همه شب برايم اي مرغ سحر كه دل خسته من درآمد از سينه به در تو سبكبالي و من اسير بشكسته پرم تو پر از شوري و من ز عالمي خسته تنم
[ متن آهنگ های ایرانی و موزیک آلبوم های جدید در ایران ترانه ] تو بخوان تو بمان به گوش اهل جهان كه خبر شود از شتاب اين كاروان
فرستنده متن : سميرا
|