باد خزان شعر: ملك الشعرا بهار آهنگ : درويش خان دستگاه: افشاري
باد خزان وزان شد چهرهي گل نهان شد طلايهي لشكر خزان ازدوطرف عيان شد چو ابر بهمن ز چشم من چشمه خون روان شد نالهها مرغ سحر در غم آشيان زد آشيان سوخته بود مشعله در جهان زد خداي من مشعله در جهان زد خدا خدا داد داد زدست استاد داد آه كه بسته رخ شاهد مهلقا را فغان و فرياد واي ز جور صياد واي آه كه داده فتواي فناي ما را سوي بيدلان نظر نداري وز اسير خود خبر نداري وه چه كنم از غم بيقراري
[ آهنگ های ایرانی و موزیک آلبوم های جدید در ایران ترانه ] خسته شد دگر ديده ز بيداري بيا مه من رويم ازاين ورطه جانسپاري
فرستنده متن : كيارش
|